تبليغاتX
دیگر به هیچکس اعتماد ندارم

دیگر به هیچکس اعتماد ندارم

خدا نگهدار

از تمامی دوستانی که این مدت مزاحمشان شدم و یا خدای نکرده با شوخیهای خودم آنها را آزردم حلالیت می طلبم

متاسفانه موجودی که همیشه سایه به سایه من آمده برای شما عزیزان هم ایجاد ناراحتی میکند و چون دوست ندارم از بابت حضور من خاطر کسی آزرده شود جمع با صفای شما را ترک میکنم امیدوارم کوچکی من را به بزرگی خود ببخشایید ...

دوست داشتم همچنان کنار محفل گرم شما میماندم و از بودن کنار نوشته های شما استفاده میکردم خدا را شاهد است که قصدم ناراحت کردن هیچکس نبوده و نیست اما حضور فردی که مدتهاست به گونه ایی زجر آور سایه به سایه من حرکت میکند و برای هرعزیزی مشکلی میافریند چون با من حرف زده یا با هم شوخی کرده ایم دیگر تاب مرا بریده که خجالت زده شما دوستان بشوم و دیگر توان شرمساری در مقابل شما را ندارم ... امیدوارم اگر بهشت و دوزخی هست و خدایی خودش میان ما قضاوت کند که اگر حق را به من داد هرگز از حق الناس خود نخواهم گذشت و امید دارم آنچه با من میکند را در هر زمانی که هنگام آن فرا رسید به سختترین شکل ممکن روی جبار و قهار خدا را ببیند....

بارها میتوانستم اورا به گونه ایی ردگیر مقامات قضایی کنم که خود نیک میداند توانش را داشتم و دارم اما نکردم ... به امید اینکه هر آنچه با من کرد را خود در زندگی ببیند

عزیزان و دوستان مهربانم حلالم کنید که دیگر نخواهم آمد اما امید به لطف و کرم شما دارم

مرا ببخشید

حالا روی سخنم با توست که چند صباحی است که همچون سرطان وارد زندگی من شدی که اشتباه از خودم بود به اینترنت اعتماد کردم و حالا باید تاوان اعتماد نا بجای خود را میدادم که دادم... اینجا را هم تعطیل کردی و افراد زیادی را از خودت رنجاندی و مرا نیز شریک کارهای خودت کردی اما این را بدان روزی ناقوسی برای تو نواخته میشود که من از آن بیم دارم حالا میخندی و خوشحال هستی نمیدانم نفرت غرور زشتی و پلشتی چگونه در تو رسوخ کرده که تمام وجودت را ابلیس گونه فرا گرفته فقط برایت دعا میکنم شاید رستگار شوی...

همیشه در سایه نهان بودی و هستی و حتی یارای خروج از آنهم را نداری که خود میدانی چه کردی با زندگی من و ...

تو براستی شایسته تمامی مجازتهای ممکن هستی ولی من بیشتر چرا که به تو اعتماد کردم ولی بدان روزی پرده بیفتد و آنروز نه تو هستی نه من و فقط اعمالمان

نمیدانم چرا خورد را محق میدانی در هر مساله وارد شوی و اظهار نظر کنی آیا کسی از تو کمک خواسته ؟ آیا وهزاران  آیای دیگر

هزاران سوالم برای من باقی مانده که در یک کلام خلاصه میشود  چرا چنین میکنی؟

نمیدانم شاید اکنون به بلیه تو دچار شدم امتحان خداست تا مرا بیازماید و صبوریم را و من تورا وسیله ایی میدانم تا گناهانم پاک شود و در زمانی که از عمرم باقی مانده پاکتر شوم ولی تو چه؟ ایا تا کنون اندیشیدی اگر آخرتی بود و قیامتی تو در کوله چه داری که عرضه کنی.......؟

براستی چه چیزی تورا اینگونه تهییج میکند که در مورد من تحقیق کنی؟ اینهمه وقت خود را تلف میکنی که از من بیشتر بدانی؟ چه سودی بردی تو؟

آیا اینگونه افراد را زیر بار تهمتهای ناروا قرار دادن تو را آسوده میکند؟ بترس از روزی که بایستی پاسخگوی خدا شویم....

در مورد رابطه من با عزیزانی صحبت کردی که همیشه و همه عمر برایم عزیز خواهند بود بدون انکه در موردشان بدانی حرفهای کثیفی را در موردشان گفتی که شرمم آمد ... تمامی اینها یا نشات گرفته از ذهن منحرف توست یا توسط خبرگیریهای تو از کسانی است که حرمت همکار را نگه نمیدارند و بیرحمانه به آنان میتازند ...

در مورد رابطه من با همه تحقیق کن بیشتر تحقیق کن شاید روزی چشم دلت باز شود و وجود سراپا از نفرت تو روی سپیدی ببیند و پاک شد ... آنگاه قضاوت کن...

من هزاران اشتباه ریز و درشت انجام داده ام که تو نمیدانی ولی معترفم به آنها و شرمسار درگاه احدیت هستم و امیدوارم خدای منان مجال توبه را به بدهد

عزیزان مطمئن هستم تا مدتی موجودی گمراه شما را میازارد بخاطر من به بزرگی خود ببخشید

حلالم کنید

نمیخواهم پاسخت را بشنوم كه همچون هميشه سرشار از نفرت خواهد بود و خواندنش مستوجب غمي جانكاه ...

 

يا حق

آذرماه 1387

احمد رضا الف

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 19:10  توسط   |